مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى
289
تاريخ علماى بلخ ( فارسي )
بلخى ، قاضى القضاة در دهكدهء وخش از توابع بلخ پا به عرصهء وجود نهاد . « 1 » صفى الدّين واعظ بلخى از او به عنوان قاضى القضاة و يكى از مشاهير علماى بلخ ياد كرده است . اين مرد بزرگ در سال 471 ه . ق . به سنّ 86 سالگى جهان فانى را وداع گفت . سلطان سنجر بن ملكشاه سلجوقى تابوت اين عالم زاهد را بر كتف خود نهاده ، تا مزارش حمل كرد و اين عمل را از افتخارات خود مىدانست . « 2 » داستان از اين قرار بوده كه ظاهرا سلطان سنجر قصد سفر داشت ، چون به دروازهء نوبهار رسيد ، مشاهده كرد كه مردم جنازهاى را از دروازهء نوبهار بيرون مىآورند . پرسيد اين جنازهء كيست ؟ گفتند : جنازهء قاضى القضاة ابو على سيد حسن بن على وخشى است . او بىدرنگ از مركب پياده شد ، دكمهء لباسش را باز كرد ، به رسم عزادارى كلاه شاهى را از سر برداشت ، تابوت سيد را بر دوش نهاد و تا گورستان جنازه را همراهى كرده ، سپس به خاك سپرد . « 3 » واعظ بلخى مىگويد : ابو على وخشى سيّدى فاضل و عالمى جليل القدر بود . براى كسب علم و گردآورى حديث به سرزمينهاى دوردست چون عراق ، حجاز ، شام و مصر سفر كرد . كتاب سنن أبى داود را در مصر فراگرفت . در سال 417 ه . ق . به اصفهان رفت و مدتى در آنجا اقامت گزيد . در خدمت مستملى بزرگ ، حافظ كبير ، محدّث عصر ابو نعيم احمد بن عبد اللّه بن احمد بن اسحاق اصفهانى ، علم حديث آموخت همچنين در بغداد و بصره مدتى به فراگيرى علم حديث اشتغال داشت و علم قرائت و روايت را نيز بهطور كامل فراگرفت . وقتى از بازار مىگذشت به هريك از افراد بازار جداگانه سلام مىكرد . به ملاقات درماندگان رفته ، حال آنها را مىپرسيد و به قدر امكان به آنها كمك مىكرد . « 4 » ابو سعد عبد الكريم بن محمّد سمعانى ، او را از جملهء حفّاظ و نيز از محدّثان موثّق
--> ( 1 ) - فضائل بلخ ، ص 326 ؛ لسان الميزان ، ج 2 ، ص 446 ؛ شذرات الذهب ، ج 5 ، ص 307 . ( 2 ) - فضائل بلخ ، ص 327 ؛ لسان الميزان ، ج 2 ، ص 446 . ( 3 ) - فضائل بلخ ، ص 327 . ( 4 ) - همان مأخذ ، ص 328 ؛ شذرات الذهب ، ج 5 ، ص 307 .